مدح و شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام
نسـیم روضه وزیـدن گـرفت در مویت غروب میچکـد از تـارهای گـیـسویت کنار خیمه به من رو زدی، چگونه شدهست کـنـار عـلـقـمـه افـتاده بر زمـین رویت هـنوز هم که تو در فکـر احـتـرام منی بس است این همه سختی مده به بازویت کجاست جای لـبم روی مـاه پـیـشـانیت چـقـدر فـاصـلـه افـتـاده بـیـن ابـرویـت چه عـطر یاس نـجـیبی گرفتهای انگار نـشـسـتـه مـادر پهـلـو شکـسته پهلویت |